X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:38 ب.ظ

اینکه ۱ ماهه از من خبری نیست، اصلا دلیلش این نیست که تمام پیش بینی هام درست از آب در اومد و دلم میخواست زیاد پست قبلم رو بخونید!!!! نه فداتشم! من انقدر خضوع ِ نفس دارم که به روی خودم هم نمیارم حتی! 

 

راستش چند وقتی ِ که یک آلزایمر نوع « آ » گریبانم رو گرفته!! 

 یادمه قبل از آلزایمرم ،همیشه نگران پسوردهای فراوان و رو به افزایش در زندگی‌ام بودم! و پیش بینی میکردم روزی فرایند رشد بی رویه پسوردها، تبدیل به بحرانی عظیم در زندگی‌ام شود!! 

**از طرفی چون خیلی ذهن خلاقی در انتخاب پسوردها دارم، ۹۵ درصد پسوردهام شماره تلفن های یکی از اقوام و آشنایان و افرادی است که می شناسم!! البته هر پسورد شماره‌ای مجزا از دیگری است!! ( حالا اگه خیلی باحالی بیا منو هک کن! سه سوته  حله به جان شوما!! منم انقدر هک شدم که دیگه سِر شدم!) 

** از طرفی بعد از پایان امتحانات، اولین سایتی که باز میکردم و مشتاق دیدارش بودم، سایت دانشگاه و سایت  دانشگاهی گلستان بود!!!...انقدر روزی هوار بار یوزر و پسوردم رو زده بودم که .....!!! به جان خودم همه ی زندگی ام از همین جا مختل شد!!! 

** خب برمیگردیم سر ِ بحث اصلی! بعلههه!!! مخلص کلام اینکه یادم رفته بود پسوردم چیه و نمیتونستم وارد مدیریت وبلاگم بشم!! و تنها پسوردی که یادم بود ، مربوط میشد به آخرین ورودم به سایت گلستان!!....اما چون خداوند آی کیو عظیمی برای این روزها به من اعطا فرموده، دفتر تلفن رو برداشتم و انقدر شماره ها رو زدم تا به یک شماره آشنا رسیدم!! و الان میتونم با افتخار بگم که «من متعلق به همه ی شوماااام!!» 

 

پینوشت مهم همینجا: من همیشه پسوردهام رو توی یک برگه مینویسم و بین کتابهام، توی کمدم میذارم!!( یعنی جای امن تر از این سراغ داری؟؟ ) ...بعد از امتحانات برگه ها و کتابهای اضافی ام رو خونه تکونی کردم و این برگه که از جانم عزیزتر بود، بین ورق باطله ها رفت قاتی باقالیا!! و  من موندم و خروار ها خاک که نمی دونستم چه جوری بریزم تو سرم!! ...البته لازم به تاکید است که : من از ۳ مرداد تصمیم گرفتم وبلاگم رو آپدیت کنم!! قبلش هنوز امتحان داشتم!! ( خنگ خودتی!!) 

 

 

 

مورد دیگری که گریبانم رو گرفته،« سرطان ناخن» یا به عبارتی« قانقاریای نوع آ » است! 

دیروز برای اولین بار، تحریک شدم که از اسپری موبر استفاده کنم!!  ( این تحریک شدن از اونجا نشئت گرفت که اصلا حس و حال درد کشیدن و اپیلاسیون موهای زیر بغلم رو نداشتم!!)...خولاصه کف اسپری رو در موضع مالیدم و با« انگشتان دستم» خوب پخشش کردم!!... روش نوشته بود ۳ دقیقه بذارین بمونه و بعد بشورین، ولی من کارم رو محکم کردم و ۱۰ دقیقه گذاشتم موند!!

 در مدت این ۱۰ دقیقه گوشه ی حمام نشستم و به موبایلم خیره شدم!! ( انقدر این زمان طولانی میگذشت که از صدتا درد اپیلاسیون بدتر بود!!!) 

 وقتی با آب می‌شستم و این موها ویژ ویژ کنده میشد، انقدر ذوق کردم که انگار دوباره متولد شدم!!!...چند لحظه بعد حس کردم ناخن هام هم داره همراه با موها کنده میشه!!...فک کن! هر چی دست می‌کشیدم به ناخن هام، لایه لایه کنده میشد!!...منم که به ناخنام حســــــــــاس!! داشتم از ترس میمردم!!...اما خدا رو شکر قبل از اینکه تمام ناخنم جلوی چشمام توی چاه بره، این روند     لایه لایه زاسیون   متوقف شد و یه چیزی به عنوان ناخن روی دستام باقی موند! هر چند خیلی نرمه و مثل پوست پیاز تا میشه!!!

نکته ایمنی: اگر برای بار اولیست که از این مزخرفات استفاده میکنید... اگر اسپری موبر قوی در خانه دارید... اگر حوصله اپیلاسیون ندارید...خودتان را به نکات ایمنی که پشت قوطی اسپری نوشته، نسپارید!!! احمق ها!!! پشت این لعنتی نوشته: دور از دسترس کودکان قرار گیرد ولی ننوشته به علت ایجاد قانقاریا  از تماس با ناخن خودداری شود!!!...اونوقت منم خیلی خوشحال  ۱۰ دقیقه این کف رو گذاشتم روی ناخنم بمونه !!! خب الان فکر میکنم عمق فاجعه مشخص شد! 

نکته پیشنهادی: از دیروز که ناخنم اینجوری شده توی یه فکری هستم!!...موقع کاشت ناخن باید کل ناخن زیری ساییده بشه!!! اونوقت اون دستگاهه خیلی ترسناکه و میگن گاهی دردآور هم هست!! میخوام ببینم با این روشی که من کشف کردم، نمیشه ناخن رو سایید و روش ناخن کاشت؟؟؟ ...اگر بشه، حتما در کتاب اختراعات و اکتشافات، نامم رو در کنار ادیسون ثبت میکنم!!