X
تبلیغات
رایتل
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 04:41 ب.ظ

  

یه جوری به اسم  monzo عادت کردم که دیگه وقتی اسم خودم رو صدا می زنن بر نمی گردم . اخیرا هم که مد شده ملت به جای  monzo از  version  جدید اون یعنی  monzella  استفاده می کنن . حالا اگه شما فهمیدین monzo از کجا اومده بود، منم می فهمم!!! ولی اون چیزی که تابلو هستش اینه که  monzella بر وزن montella ست . حالا  این مونتلا کیه؟؟!!! :

_ در خیابانهای شهر همیشه جاوید رم ،کم نیستند صحنه هایی که طرفداران تیم آ اس رم دستهایشان را به طور افقی از هم باز کرده و شکل بالهای هواپیما را تداعی می کنند . آنها حرکت خاص وینچنزو مونتلای "هواپیما" که لقب دیگرش هشتمین پادشاه رم است را تقلید می کنند. او با این حرکت از به ثمر رسیدن گلهایش اظهار شادمانی می کند .

زمانی که او در جنوا بازی می کرد بعد از یک گل (به گفته خودش) احساس کرد در حال پرواز است وبعد شروع به چرخ زدن دور زمین کرد . از آن به بعد این حرکت نشانه خاص او شد.این مرد ناپلی که در پومیگلیانو دارک ،محیط نا مساعدی در دامنه های بایر وسو، به دنیا آمده،کارنامه اش شامل یک لیست پایان ناپذیر از گل های به یاد ماندنی است.

این بازیکن فرصت طلب جرقه پنهان تیمش است و هنوز شیطنت بچه هایی را دارد که با صورت کثیف در کوچه های شهر ناپل می دوند. جی جی رادیچ ، مربی سابق او در جنوا می گوید: سرعتی که او در ۱۰-۱۵ متری دروازه دارد واقعا بی همتاست . سرعت او تنها به مستطیل زمین محدود نمی شود :

او در سن جوانی با سرعت کاپشن چرم مشکی اش را از تن در آورده بود تا با کمک آن رهگذری را در برابر توفان محافظت کرده و جانش را نجات دهد. این عابر که ریتا نام داشت حالا دیگر همسر مونتلا است. او با استفاده از این اسم از تلویزیون در خواست کرده بود که همیشه در ماموریت های مربوط به فوتبال به عنوان فرستاده ویژه همراه وینچنزو باشد. 

مونتلا پسر یک کارگر زحمت کش و یک مادر خانه دار به نام جوزپینا است. در سن ۱۰ سالگی زمانی که به همراه دو برادرش روی پله های استادیوم سن پائولوی ناپل نشسته بود و با دهان باز به دیه گو مارادونا نگاه میکرد ،خودش را به شکل یک فوتبالیست تصور کرد . او کارش را از دروازه بانی آغاز کرد !! وبالاخره یک روز شروع به دریبل زدن کرد و زمانی که به تیم مقابل گل زد ، اعتماد مربی اش را جلب کرد.

تازه ۱۶ سالش شده بود که سینیور دوناتی که دنبال افراد مستعد می گشت به باشگاه او یعنی سان نیکولا رفت و خواست که مونتلا را ببیند .وبعد هم اورا استخدام کرده و به امپولی برد .آن موقع دوناتی نمی توانست پیش بینی کند که یک عفونت ویروسی که به ناهماهنگی ضربان قلب تشدید هم شده بود ، بیش از یک سال مونتلا را از زمین فوتبال دور می کند .

بعد مونتلا به تیم جنوا رفت .در آن موقع اریکسون که سر مربی فعلی تیم انگلیس است، سر مربی تیم بود. در مورد او گفته : تا به حال مهاجمی را ندیده ام که به اندازه او شم گلزنی داشته باشد .مونتلا در سه فصل ۵۴ گل زدو سپس به تیم آ اس رم رفت. گلهای او راه را برای کسب مقام قهرمانی در سال ۲۰۰۱ هموار کرد.

مدتی پیش به خاطر مشکلاتی که با همسرش در زمینه طلاق داشت( عشقی که اونجوووری شروع بشه ، آخرش اینجوووری میشه دیگه!!! ) ، اختلالاتی در بازیش پیش آمد . اما دوباره به روزهای اوج خود نزدیک شده و گلهای زیادی در این فصل برای رم به ثمر رسانده.....

 هروقت برام نظر دادی،دفعه دیگش که up کردم ،بیا زیر نظرت جوابت رو  بگیر

چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 06:02 ب.ظ

 من یه دوست عزیز و باحالی دارم (همون پیشکسوته) که خیلی هم پایست .

ولی این پایه بودنش گاهی اوقات منجر به این میشه که بقیه دسته صندلی هم نباشن، چه برسه به پایه !!!!

این دوسته من با دقت تمام همه چیز رو نظاره میکنه ( از این جهت، آدم ذوق می کنه) بعد با همون دقت و چندتا دقت بیشتر از اون، هرچی پته داشتی برات میریزه توی آب(نه رویه آب) از هیچ نکته ای هم فروگذار نمیکنه !!!

تازه خدمت مهمه دیگه ای که به بشریت میکنه اینه که هر چه پته باقیمانده و هنوز توی آب نریخته ، پیش خودش نگه می داره ودر مواقع نیاز، در جهت ضایع کردن از آن بهره می گیره ( حالا اگه در جمع ضایع بشی ، مولار پته ی به کار رفته در واکنش ودر نتیجه بازده عملی بیشتر است !!!!!!!!!!!)

ـ یکی نیست بهش بگه خب وقتی آدم از تیریپ احساس و اینا خوشش نمیاد ،اینجوری مینویسه دیگه!!می خوای بره ۲ متر زمین رو بکنه بعد توش شنا کنه ؟؟ چرا گیر بیخود میدی؟؟!

ـ بعدشم اینقدر بخیل نباش!! بذار ملت هر چی میخوان به نرخ دولتی دزدی کنن !!( البته تو چه بخوای چه نخوای افراد باهوش و استعداد ، خودشون دزدی را می کنند)

نکته اخلاقی:

 ۱-مواظب پته خودتون باشین و با طناب ببندینش به پایه صندلی

 ۲- هر چه را که دوست داشتید ، از هر جا که بود ، دزدی کنین  و اگر صاحب مال  شاکی شد،کار خود را استمرار ببخشید ( فقط لعن و نفرینش رو پشت سر من نفرستید...)

 ۳- از دوستان عزیز و پایه ی خود تشکر کنید

سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 05:01 ب.ظ

         

همیشه اینجوریه که از اول امتحانای ما تا آخر اون همه چیز غیر عادی میشه. تا جایی که وقتی شب می خوام روی تختم بخوابم می ترسم که صبح از روی آسفالت کوچه پیدام کنن !!!

این زنجیره تغییرات ایندفه از اوون جایی شرو ع شد که دوشنبه ۳۰/۸/(از سه شنبه امتحانا شروع می شد)

موقع برگشت به خونه خیال کردم کوچه رو اشتباه اومدم . چون کارگر های زحمت کش!!شهرداری به خاطر لوله نمی دونم چی چی ،کوچه رو که قبلا صاف! بود به شکل راه راه در آورده بودن...

از فرداش هر روز صبح که مثلا نرمال بودم و می رفتم مدرسه ، اولین نفری که می دیدم جواب سلام نمی داد...دومی رو شو بر می گردوند...سومی بد نگام می کرد ..خلاصه ؟ نفری که از کنارم رد می شد با هام دعوا و اینا می کرد !! حالا چی شده ؟؟!!طرف خودشم نمیدونه... 

نکته:  در چنین روزهایی لفظ رویه اعصاب راه برویه، برو بابا کاربرد فراوانی دارد!! 

ولی هر روز که خودم معلوم نبود چمه ،از اولین نفری که توی سرویس می دیدمش تا آخرین نفری که در طول روز (بازم توی سرویس) می دیدمش همه الکی خوش بودن...

توی این چند روز معلم و مشاور و... رو هم که نگو. مثلا همین مشاورمون این هفته از کار شبانه حرف نزد. که این غیر عادی ترین رفتاریه که می تونه از خودش در وکنه !!!

تعداد   Hi  bye  های روزانه من هم از ۱ بسته به روزی ۲ بسته + ۱ بسته آلوچه افزایش پیدا کرده بود. ولی در نهایت لاغر شدم!!!

تعداد جوش های روی صورت بروبچ هم که سر به فلک کشیده بود!!

بد تر از همه هم این بود که بساط نمایشگاه خوشگلمون رو بر چیدن...

تازه اگه از همه اینا هم که بگذریم : عروسی یکی از اقوام و ماه عسل یکی دیگشون از اقوام و مرگ اون یکی از اقوام وعمل چشم اون یکی از اقوام و عوض شدن تاریخ عروسی دو تااز اقوام مرتبط به اون یکی از اقوام و مریض شدن سخت یکی دیگه از اقوام و داشتن وقت دندون یزشکی برای خود صاحب این همه اقوام،

از دیگر اتفا قاتی است که طی همین چند روز و به افتخار امتحانات ما افتاد( حالا تو درست رو بخوووون.....!!!)

خدا رو شکر امتحانای نیم ترم تموم شد و من ایندفه هم سالم موندم...!!! 

یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 05:23 ب.ظ

با تلاشهایه فراوانی که در طول عمر داشتم بالا خره امروز  با تشویق بعضی دوستانه یشکسوت در زمینه وبلاگ داری ,تونستم یه فعالیتی انجام بدم. دست خودم درد نکنه که این همه زحمت می کشم. ( خب از شما هم ممنونم .!!! منو نزن.....!!!)

 

<< 1 ... 17 18 19 20 21